نظام‌آباد

یادداشت‌های پراکنده.

چرا این سایت را با HTML ساده نوشتم

۳ خرداد

این اولین سایت شخصی من نیست. سه تای قبلی را هم ساختم و هر سه مرده‌اند — نه به این دلیل که حرفی برای نوشتن نداشتم، بلکه به این دلیل که یک سال بعد دیگر نمی‌توانستم به‌روزشان کنم.

الگویش هر بار یکی بود. سایت را روی یک سیستم مدیریت محتوا می‌ساختم، چند ماه می‌نوشتم، بعد چند ماه سرم شلوغ می‌شد. وقتی برمی‌گشتم، باید اول چیزی را به‌روز می‌کردم، و آن به‌روزرسانی چیز دیگری را می‌شکست. سه چهار ساعت وقت می‌گذاشتم تا سایت را به همان جایی برگردانم که قبلاً بود، و در پایان هیچ چیز ننوشته بودم. دفعهٔ بعد اصلاً سراغش نمی‌رفتم.

الان چه شکلی است

یک پوشه با چند فایل .html و یک فایل .css. هیچ جاوااسکریپتی ندارد. هیچ فونتی دانلود نمی‌کند. هیچ درخواستی به دامنهٔ دیگری نمی‌فرستد. برای نوشتن یادداشت تازه، فایل قبلی را کپی می‌کنم، متن را عوض می‌کنم و یک خط به صفحهٔ اول اضافه می‌کنم.

بله، این یعنی سه جا باید دست ببرم. ولی هیچ‌وقت نمی‌شکند، و پنج سال دیگر هم دقیقاً همین‌طور کار می‌کند.

وزن صفحه

کل این صفحه، با استایل و آیکنش، از یک عکس معمولی موبایل کوچک‌تر است. این برای من فقط یک عدد قشنگ نیست: بخش خوبی از کسانی که ممکن است اینجا را بخوانند با اینترنت همراه و سرعت متغیر می‌خوانند.

اگر کنجکاوید سایت خودتان چقدر است:

curl -s -o /dev/null -w '%{size_download} bytes\n' https://example.com/

این فقط خودِ سند است. برای کل صفحه باید زیرمجموعه‌ها را هم حساب کرد، که معمولاً همان‌جاست که عدد بزرگ می‌شود.

چیزی که از دست می‌دهم

بخش نظرات ندارم. جست‌وجو ندارم. آرشیو خودکار ندارم. اگر روزی صد یادداشت اینجا باشد، صفحهٔ اول مسخره می‌شود و باید فکری بکنم.

ولی صد یادداشت مشکلی است که باید آرزویش را داشته باشم، نه مشکلی که امروز دارم. سه سایت قبلی هیچ‌کدام به بیست تا هم نرسیدند.